صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
330
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
شاكله در اصل از « شكل » است كه بند كردن چهارپايان است و از « اشكال » كه همان بند مىباشد . در حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) از بند در اسبان بدش مىآمد ؛ يعنى اسبى كه سهپاى او سفيد باشد و يكى سياه و يا سهپاى او سياه و يكى سفيد باشد . و از آن چنين استعاره كردهاند : « شكلت الكتاب » ؛ يعنى آن را به حركات مقيّد كردم . مشاكله به معناى هماهنگى و مشابهت در شكل و صورت و همانندى در جنس و كيفيّت است . به نظر شريف جرجانى : « اشتراك بين دو چيز در شكل است ؛ مثل اشتراك زمين و هوا به كروى بودن . » در قرآن اين كلمه يك بار به كار رفته است و آن آيهء قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ « 1 » مىباشد . فرّاء در معانى القرآن مىگويد ، به معناى سمت و سوى آن است ، كه همان راه و روش مىباشد . رازى هم در مختار الصحاح گويى به نقل از وى مىگويد : « يعنى بر روش ، راه و جهت او . » فرّاء همچنين مىگويد : « از برخى عربهاى قضاعه شنيدم كه مىگفتند : « عبد الملك بر روش خودش بود و ابن زبير هم بر شيوهء خود . عرب مىگويد : فلانى به راه شايستهاى است . » در مجمع آمده است : « شاكله ؛ يعنى روش و راه . گفته مىشود ، اين راهى است داراى شاكلهها ؛ يعنى از آن راههاى زيادى منشعب مىشود . » راغب در مفردات مىگويد : « هر انسانى بر سرشتى كه به آن مقيّد است عمل مىكند ،
--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 84 : بگو : « هركس بر حسب ساختار [ روانى و بدنى ] خود عمل مىكند . »